خلاقیت و آفرینندگی:

جنبش "بسازیم" و تحول در نظام آموزشی

آموزش و پرورش از آغاز تا به انتها، نهادی است برای آموزش مفاهیم، نظریه‌ها، و به طور کلی رشد شناختی و ذهنی افراد در چنین نظامی جایی برای خلاقیت و آفرینندگی وجود ندارد؛

سال‌ها است که بسیاری از مردم و کارشناسان، نگران رویه تک‌بعدی نظام‌های آموزشی هستند. به عقیده این افراد، نظام آموزشی بیش از آنکه به زندگی واقعی افراد خدمت کند، صرفا در مسیر انتقال دانش تئوریک قدم بر می‌دارد. آموزش و پرورش از آغاز تا به انتها، نهادی است برای آموزش مفاهیم، نظریه‌ها، و به طور کلی رشد شناختی و ذهنی افراد در چنین نظامی جایی برای خلاقیت و آفرینندگی وجود ندارد؛ مهارت‌های زندگی در دنیای واقعی آموخته نمی‌شود و دانش آموزان منفعلانه تنها مصرف‌کننده دانش و آموزش هستند بی‌آنکه خود نقشی در خلق و ساختن دنیای خود داشته باشند.
 
در این میان، جنبش بسازیم1 از نیمه دهه نخست قرن بیست‌و‌یکم، در ایالات متحده امریکا بنا گذاشته شد. این جنبش با این هدف به وجود آمده است، که مردم را از اسیر شدن در دام عصر مصرف گرایی نجات دهد و به آنها مهارت و اعتماد به نفس ساختن آنچه به آن نیاز دارند را ببخشد. این جنبش به برنامه‌های فراگیر و پوشش رسانه‌‌ای گسترده‌‌ای که دارد، نهضتی را شروع کرده که به دانش‌آموزان اعتماد به نفس خلاقیت، آفرینندگی و کلنجار رفتن با محیط پیرامون خود را برای متحقق کردن تخیلات‌شان بدهد.
 
زاک کاپلان2، مدیرعامل فروشگاه اینترنتی محصولات سخت افزار Investables یکی از حامیان این جنبش بر این باور است که در زندگی مدرن که عصر مصرف‌گرایی شمرده می‌شود، کمتر کسی است که به فکر ساختن چیزی بیفتد زیرا هر آنچه لازم داریم را به راحتی می‌توان از یک فروشگاه تهیه کرد و این مسئله به تنبلی ذهنی نسل جدید منجر شده است. به عقیده او به خصوص محصولات دیجیتال و هوشمند، ذهن جوانان را از خلاقیت و آفرینندگی به سمت اعتیاد به بازی‌های کامپیوتری و پرسه زدن در شبکه‌های اجتماعی سوق داده و در سال‌های آینده نتیجه ویرانگر این گرایش بیمارگونه در اقتصاد جهانی روشن خواهد شد. کاپلان این جنبش را کمکی به تحرک ذهنی و عملی جوانان در مسیر رشد خلاقیت و سازندگی می‌داند.
 

جنبش بسازیم چگونه عمل می‌کند؟
جنبش بسازیم، فعالیت گسترده‌‌ای دارد یکی از حوزه‌های کار این جنبش، ورود به مدارس و جای دادن خود در برنامه درسی هفتگی دانش‌آموزان است. در این حالت، ساعاتی از برنامه درسی هفتگی دانش‌آموزان صرف پرداختن به پروژه‌های عملی می‌شود. این پروژه‌ها بسته به سن و سال دانش‌آموزان طراحی می‌شوند و هدف از اجرای آنها، قرار دادن کودکان در تماس مستقیم با ابزار و ادوات ساده برای ساختن اشیاء و وسایل مختلف است. کودکان در این پروژه‌ها بدون دخالت بزرگسالان و معلمان، به طور مستقل شروع به کارورزی و کاردستی می‌کنند. مبدعان این جنبش معتقدند وقتی بزرگسالان پای خود را از مسیر خلاقیت و آفرینندگی کودکان عقب می‌کشند، عملکرد کودکان به طور چشمگیری بهبود می‌یابد. کودکان رفته‌رفته می‌آموزند که می‌توانند افکار و تخیلات خود را با استفاده از ابزار و وسایل ساده عملی سازند و آنچه را دوست دارند یا می‌خواهند، بسازند.
 
به طور کلی می‌توان روش جنبش بسازیم را در سه مرحله خلاصه کرد:
 

مرحله اول:
شروع از نقطه صفر:
کودکان می‌آموزند که اجرای یک ایده را از نقطه صفر آغاز کنند. با یک فکر اولیه شروع کنند و با استفاده از انواع وسایل و ابزاری که در محیط‌شان یافت می‌شود، ایده خود را عملی سازند و آنچه می‌خواستند را بسازند. از آنجایی که طرز تفکر و ایده‌های افراد مختلف، متفاوت است پس نقطه صفر هر کسی با فرد دیگر متفاوت خواهد بود. بنابراین کودکان برای آغاز پروژه‌هایشان نیازی نیست خود را با دیگران مقایسه کنند و یا از نقطه واحدی شروع کنند. هر کسی بنابر ایده و روش خاص خود، می‌تواند عمل کند به این ترتیب اعتماد به نفس کودکان تقویت می‌شود.
 

مرحله دوم:
همکاری و تشریک مساعی:
در مرحله بعدی، کودکان تشویق می‌شوند برای اکمال پروژه‌های خود با یکدیگر همکاری کنند. کودکان می‌توانند وسایل مختلفی که هر یک ساخته‌اند را در جهت ایجاد یک پروژه کلی و جامع با هم ترکیب کنند. یا اینکه برای اجرای یک پروژه عملی بزرگ‌تر و پیچیده‌تر با یکدیگر همکاری نمایند. هدف از این مرحله، ایجاد حس تعاون و همکاری در دانش‌آموزان برای استفاده از ظرفیت‌های مختلف افراد در یک کار تیمی است.
 

مرحله سوم:
بازاریابی و فروش: 
جنبش بسازیم، تنها به جهت تقویت خلاقیت و آفرینندگی تشکیل نشده است، یکی از مهم‌ترین جنبه‌های فعالیت این جنبش، کمک به مخترعین کوچک برای بازاریابی و به فروش رساندن ایده، طرح و اختراع‌شان است. کودکان با استفاده از انواع روش‌هایی که سرپرستان این پروژه به آنها آموزش می‌دهند و یا امکاناتی که فراهم می‌کنند، محصولات و تولیدات خود را به معرض فروش می‌گذارند. هدف از این مرحله کمک به دانش‌آموزان برای درک این نکته است که اختراع آنها باید در مسیر کاربرد و مفید بودن، حرکت کند و مورد توجه و نیاز دیگران باشد. دانش‌آموزان می‌آموزند که کسب درآمد از طریق ساختن و خلق آثار و محصولات خود راه مهمی برای تامین زندگی شخصی‌شان و همین طور یک فعالیت اقتصادی سودآور به نفع اقتصاد کشور است.
 
سیلویا که در یازده سالگی یکی از خلاق‌ترین طراحان جنبش بسازیم بوده به یک چهره شناخته شده در سراسر امریکا تبدیل شده است. او با پیروی از ایده جنبش بسازیم، در سن کم، ایده‌های ناب خود را پیاده و عرضه کرد و وب‌سایتی برای معرفی کارهای خود و تشویق سایر کودکان به خلاقیت و آفرینش به راه انداخت به طوریکه حتی توسط باراک اوباما به کاخ سفید دعوت شد و از فعالیت‌های او تقدیر به عمل آمد. امروزه سیلویا به عنوان نمادی از توانمندی و خلاقیت کودکان در سطح جهان مطرح است.
 

گستردگی جنبش بسازیم
این جنبش امروزه گسترش زیادی یافته است. از آنجایی که این جنبش تنها مختص کودکان نیست و تمام افراد را از هر سن و سالی به عضویت می‌پذیرد  همینک بیش از 135 میلیون  عضو دارد  که در سال 2012 بیش از 2 میلیارد دلار به اقتصاد ایالات متحده امریکا کمک کرده اند و به نظر می‌رسد این رقم تا سال 2020 به حدود 6 میلیارد دلار خواهد رسید. این جنبش علاوه بر امریکا در فراسنه، ایتالیا، نروژ و چندین کشور دیگر توسعه‌یافته است و شرکت‌ها، صنایع  و کمپانی‌های بزرگ و نامداری در سراسر جهان از آن حمایت می‌کنند. از جمله: اینتل3، فورد4، ناسا5، اتمل6، اتودسک7، اوراکل/ جاوا8 و غیره.
 

 

مقاله اختصاصی آموزمَگ (™AmoozMAG) | مجله تخصّصی آموزش
استفاده از این مطلب با ذکر نام
آموزمگ و لینک amoozmag.com بلامانع است.

1. Maker Movement
2. Zack Kaplan
3. Intel
4. Ford
5. NASA
6. Atmel
7. AutoDesk
8. Oracle/ Java
 
منابع:
Bajarin, Tim. (2014). Why the Maker Movement is important to America's future. the Time
Schwartz, Katrina. (2013).  Why kids need to tinker to learn. MindShift

مطالب پیشنهادی

نظرات

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان، رعایت برخی موارد ضروری است:
-- لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
-- «
آموزمَگ» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
-- «
آموزمَگ» از انتشار نظراتی که در آن‌ها رعایت ادب نشده باشد معذور است.
-- نظرات، پس از تأیید مدیر منتشر می‌شوند.

در پاسخ به